نگماریوم

تنها پسر من، وارث پدر.

شنبه, ۹ اسفند ۱۳۹۹، ۰۸:۰۳ ق.ظ

تو را تا کجا میخواهم توی دست های عرق کرده ام بکشانم؟ شبیه دختر بچه ای ام، از اتصال زانوهایش با اسفالت خونین پا و خونین چهر، خونی دلمه شده. از دستانش ولی خون داغ میچکد. پسرهای کوچه کبوتر بچه اش را با تیرکمان زده اند. سر کبوتر متلاشی شده و خون فواره میزند. حال دختر بچه ای را دارم که کبوتر بچه اش را بین صدف دو دست پنهان کرده، زار میزند و به ناکجای کوچه های آسفالتی که تمامی ندارند میدود. بی انتهایند. راهی باریک و دو طرف دیوار، راهی دراز، تهش ناپیدا... 

جز خون توی دست هایم هیچ چیز نمیبینم. میتوانم اگر بخواهم. بپرس از خون های دلمه شده، از افتاب سیر و هرزه ی روی تن آسفالت، بپرس که اگر بخواهم بلند شوم، میتوانم یا نه. میتوانم اگر بخواهم. و از من بپرس، اگر میتوانی: به چه اینجور میدوی و زار میزنی؟ 

من میترسم مفرد بی انتهای لایزال! اگر، اگر اگر بند بیاید خون، اگر روی دست هایم جاری نشوی، اگر آخرین نشانه های بودنت از من پاک شوند؟ تو را به کدام خاک بسپارم؟ از تو اگر فقط این جسد سهم من است؟ نچک! نریز! بمان! لعنت به انگشتانم که تو از بین شان سر میخوری. سرخی تو... به عقب میدوم. به زانو کف آسفالت، لکه های خون را بو میکشم. صورتم را به انها میمالم. اشک خوب است. تو را در من حل میکند. به سینه میفشارمت. با سر سنگ سار شده ات، گو آوازی میخوانی که قبلا شنیده ام... با انگشتانم اسفالت را میکنم، پی حفره ای که گرمای رونده ی بودنت در آن جمع شود. افاقه نمیکند، گردنت را به دندان میکشم و خون تو را میمکم، تا آخرین قطره. یک پر از بالت جدا میکنم، یک پر خاکستری. سرم را به زمین میکوبم تا شکاف بخورد. از جمجمه ام برایت کفن میسازم. لای مغزم چالت میکنم. پسرهای تخس میرسند. من کاسه سرم را سر هم کرده ام. خیرخیر نگاهشان میکنم. به اسفالت چنگ میزنم. تک تک سنگ ریزه های اغشه به خون تو را توی پوستم فرو میکنم. میتوانم اگر بخواهم، میتوانم رهایت کنم. نمیخواهم. اگر این لاشه تنها سهم من از توست، اگر غم تنها فرزند عشق بازی ما... میتوانم اگر بخواهم. خودم بی تو زیادم می آید. خودم را میخواهم چه کنم؟ پسرها جلوتر می آیند. پری خاکستری را لای موهایم میگذرانم. میخواهم دهان باز کنم و نعره بزنم ولی بوی خون مردنت نصیب بقیه میشود. مشت هایم را گره میکنم. در من بمان. بمان غم. نمیخواهم. نه. بمان تنها وارث پدر. 

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۹/۱۲/۰۹
نگمار یوم

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی